أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
17
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
مىخوانيم : « تعداد برگها [ يعنى گلبرگها ] كه كناره آنها دايرهاى را تشكيل مىدهد ، هنگامى كه گل مىشكفد ، در اغلب موارد با قواعد هندسه مطابقت دارد . گمان نمىرود گلى يافت شود كه تعداد برگهاى آن هفت يا نه باشد . برعكس ، تعداد [ برگها ] سه ، چهار ، پنج ، شش يا هجده است « 10 » » . بيرونى در تحديد نهايات الاماكن ( سال 1025 ) ويژگىهاى زندگى برخى از پرندگان را كه در كنارههاى درياى خزر و درياچهء آرال « 11 » زندگى مىكنند ، نسبتا دقيق شرح مىدهد و در همين اثر نام يكى از گونههاى صدف ، « اذان السمك » ( گوش ماهى « 12 » ) را مىآورد و در صيدنه نيز از آن ياد مىكند . « 13 » در ماللهند ( سال 1030 ) نيز به نمونههاى نسبتا زيادى برمىخوريم كه نتيجهء مشاهدات بيرونى از جهان جانوران و گياهان سرزمين هند است . مثلا او كرگدن ( گنده ) را به تفصيل توصيف مىكند و ضمنا اشاره مىكند كه آن را به زبان زنگبارى « 14 » چه مىگويند ، دربارهء كروكوديلها و دلفينها سخن مىگويد . « 15 » او به نقاطى اشاره مىكند كه درخت سياه ، درخت صندل و غيره را از آنجا مىآورند . « 16 » درختى را توصيف مىكند كه هنديان برگهايش را به جاى كاغذ و غيره به كار مىبرند . « 17 » اما كتاب الجماهر فى معرفة الجواهر بيرونى تماما به بررسى كانىها و سنگهاى گرانبها اختصاص دارد . در آن ، موادى با منشأ گياهى و جانورى نيز بررسى شده است و از نظر ويژگى و ساختمان عنوانها به صيدنه بسيار نزديك است . بيرونى در بسيارى از عنوانهاى صيدنه از گياهان يا ديگر مواد دارويى سخن مىگويد كه در سرزمينهاى گوناگونى كه در آنها اقامت داشته ديده است « 18 » و اين خود حكايت از آن دارد كه علاقهء او به گياهان دارويى از سالهاى جوانى در خوارزم ، همچنان در تمام ( 10 ) . آثار الباقيه ، ص 329 . به نظر مىرسد كه به جاى هجده بايد خواند « هشت يا ده » . ( 11 ) . تحديد نهايات الاماكن ، ص 83 ، يادداشتهاى 23 و 24 . ( 12 ) . همانجا ، ص 94 - 95 . ( 13 ) . نك . همينجا ، شمارهء 28 . ( 14 ) . ماللهند ، ص 200 . ( 15 ) . نك . همينجا ، شمارهء 435 ، يادداشت 3 . ( 16 ) . ماللهند ، ص 205 . ( 17 ) . همانجا ، ص 175 . ( 18 ) . نك . همينجا ، ص 45 .